|
- منجي در ميان شيعيان . معرفي آخرين منجي جهان ازديدگاه شيعيان . رهايي بخش جهاني از افق روايات شيعه . غیبت و پنهانی امام زمان علیه السلام به چه معناست؟ . ديدار با موعود در روزگار پنهاني او - باورداشت هاي شيعه . توحيد . نبوت . امامت . عدل . معاد _________________________________
معرفي آخرين منجي جهان از ديدگاه شيعيان
نام : م ح م د . كنیه : ابوالقاسم، مهدی، حجت، موعود، قائم، منتظر، صاحب الزمان، خلف الصالح، بقیه الله، ولی عصر، حجه الله، حجه بن الحسن. نام پدر : امام یازدهم امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ نام مادر : نرگس نواده قیصر روم و از نسل حضرت داود و شمعون وصی حضرت عیسی ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ زمان تولد : 255 هجری قمری. مكان تولد : سامرا محل ظهور : شهر مکه، مسجد الحرام، بین رکن و مقام. روز ظهور : جمعه. زمان ظهور : همچون قیامت، هیچکس غیر از خدا نمی داند. مکان اولین سخنرانی پس از ظهور : پشت به خانه کعبه بین رکن و مقام. تعداد پیوستگان در مرحله اول : 313 نفر از نقاط مختلف جهان. تعداد پیوستگان در مرحله دوم : 10000 نفر. مقصد نخستین سفر : مدینه. آنها که زودتر از سایرین به آن حضرت ایمان می آورند : مسیحیان زیرا حضرت عیسی ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ همراه آن حضرت خواهند بود و پشت سر آن حضرت نماز می گزارند. کیفیت سلام به آن حضرت : "السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه". نشانه های حتمی ظهور : 1. خروج سفیانی : مردی از تبار ابوسفیان در شهر شام با پرچم سیاه رنگ قیام خواهد نمود و بر دو پرچم دیگر پیروز خواهد شد.اما سپاه او پيش از رسيدن به مهدي و مبارزه با سپاه او نابود خواهند شد. 2. صیحه آسمانی : ندایی غیر بشری، ظهور حضرت مهدی را در جهان اعلام می دارد، به گونه ای که هر کس در هر کجای عالم آن را به زبان خود خواهد شنید. پیامبر اكرم ـ صلی علیه و آله ـ می فرمایند : "ثم یغیب عنهم امامهم ماشاءالله. و یكون له غیبتان، احداهما اطول من الاخری، الحذر الحذر اذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدی." "سپس امامشان غائب می شود و تا مدتی كه خدا بخواهد از دیدگانشان پنهان می شود و برای او دو غیبت خواهد بود كه یكی از آنها طولانی تر از دیگری است. هنگامیكه پنجمی از نسل هفتمین فرزندم از دیده ها ناپدید شد، هوشیار باشید، آگاه باشید."
غیبت صغری : اولین غیبت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ كه از سال 260 تا 329 هجری قمری به طول انجامید. درمدت این 69 سال حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ با اشخاص خاص و شناخته شده ای با مردم در ارتباط بودند. نایبان خاص : به كساني كه در طول غیبت صغری واسطه مستقیم بین حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و شیعیان بودند، نایبان خاص گفته می شود. مشهورترین آنها چهار نفرند : · ابوعمرو عثمان بن سعید عمروی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ در مورد عمروی می فرمایند : "العمروی ثقتی، فما ادی الیك عنی فعنی یؤدی، و ما قال لك فعنی یقول، فاسمع له و اطع فانه الثقه الماُمون." "عمروی مورد وثوق و اعتماد من است. آنچه از من نقل كند، بی تردید از من شنیده است. آنچه بگوید، از زبان من می گوید. از او بشنو و از وی اطاعت كن، كه او امین و مورد وثوق من است ." · محمدبن عثمان عمروی امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ كتباً محمد بن عثمان را تاُیید نموده و فرموده است : "العمروی و ابنه ثقان. فما ادیا فعنی یؤدیان، و ما قالا فعنی یقولان. فاسمع لهما و اطعهما فانهما الثقتان الماُمونان." "عمری و پسرش (محمد بن عثمان) هر دو مورد اعتماد و وثوق من هستند، هر چه بگویند از من گفته اند، و هر چه روایت كنند، از من روایت كرده اند. سخنشان را بشنو و فرمانشان را اطاعت كن كه هر دو امین و مورد وثوق هستند." · ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی · ابوالحسن علی بن محمد سیمری
غیبت كبری : دومین غیبت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ كه از سال 329 تا به حال ادامه دارد. غيبت و پنهاني او به معناي وجود نداشتن او نيست . او غايب است يعني از ديده ها پنهان است. مردم او را نمي شناسند در حالي كه در ميان آنان زندگي مي كند و در شهرهاي آنان در رفت و آمد است. كسي او را به عنوان آخرين حجت خدا در زمين نمي شناسد. و اين معناي غايب بودن و پنهان بودن اوست.
رهايي بخش جهاني از افق روايات شيعه
هنگامي كه به كتاب هاي مربوط به سنت
پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مراجعه مي كنيم ، آن كتابها را آكنده
از احاديث صحيح و متواتري مي بينيم كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله
ـ در آنها تصريح فرموده اند به اين كه مردي از عترت آن حضرت در آخر
الزمان خروج خواهد كرد و زمين را پر از قسط و عدل خواهد ساخت، پس از آن
كه از ظلم و جور پر شده باشد و در اين احاديث به طور خاص ، ويژگي هاي
نَسَبي و حتي اوصاف بدن و جسم او توصيف و مشخص شده است .
نصوص بر قیام حضرت مهدى (علیه السلام) در احادیث قدسى :
1 ـ ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْأَسَدِيِّ عَنِ النَّخَعِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ سَعْدٍ الْخَفَّافِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ مِنْهَا إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى وَ مِنَ السِّدْرَةِ إِلَى حُجُبِ النُّورِ نَادَانِي رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ يَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِي وَ أَنَا رَبُّكَ فَلِي فَاخْضَعْ وَ إِيَّايَ فَاعْبُدْ وَ عَلَيَّ فَتَوَكَّلْ وَ بِي فَثِقْ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِكَ عَبْداً وَ حَبِيباً وَ رَسُولًا وَ نَبِيّاً وَ بِأَخِيكَ عَلِيٍّ خَلِيفَةً وَ بَاباً فَهُوَ حُجَّتِي عَلَى عِبَادِي وَ إِمَامٌ لِخَلْقِي بِهِ يُعْرَفُ أَوْلِيَائِي مِنْ أَعْدَائِي وَ بِهِ يُمَيَّزُ حِزْبُ الشَّيْطَانِ مِنْ حِزْبِي وَ بِهِ يُقَامُ دِينِي وَ تُحْفَظُ حُدُودِي وَ تُنْفَذُ أَحْكَامِي وَ بِكَ وَ بِهِ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ أَرْحَمُ عِبَادِي وَ إِمَائِي وَ بِالْقَائِمِ مِنْكُمْ أَعْمُرُ أَرْضِي بِتَسْبِيحِي وَ تَقْدِيسِي وَ تحليلي [تَهْلِيلِي] وَ تَكْبِيرِي وَ تَمْجِيدِي وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُورِثُهَا أَوْلِيَائِي وَ بِهِ أَجْعَلُ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِيَ السُّفْلَى وَ كَلِمَتِيَ الْعُلْيَا وَ بِهِ أُحْيِي عِبَادِي وَ بِلَادِي بِعِلْمِي وَ لَهُ أُظْهِرُ الْكُنُوزَ وَ الذَّخَائِرَ بِمَشِيَّتِي وَ إِيَّاهُ أُظْهِرُ عَلَى الْأَسْرَارِ وَ الضَّمَائِرِ بِإِرَادَتِي وَ أَمُدُّهُ بِمَلَائِكَتِي لِتُؤَيِّدَهُ عَلَى إِنْفَاذِ أَمْرِي وَ إِعْلَانِ دِينِي ذَلِكَ وَلِيِّي حَقّاً وَ مَهْدِيُّ عِبَادِي صِدْقاً
خداوند فرمود: «اى پیامبر! به وسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت مى آورم، و به وسیله قائم از بین شما، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیّت، آباد مى سازم. به وجود او زمین را از دشمنانم پاک مى کنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار مى دهم، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده، کلمه کافران را به سقوط مى کشانم، و به دست او و با علم خود سرزمین ها و دل بندگانم را حیاتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخیره هاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار مى سازم. با اراده خود او را بر نهانى ها و مکنونات قلبى دیگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را یارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند. او به حقیقت ولىّ من است و به راستى هدایتگر بندگان من مى باشد.» (الأمالي، الصدوق، ص: 632)
2ـ الدَّقَّاقُ وَ ابْنُ عِصَامٍ مَعاً عَنِ الْكُلَيْنِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْفَزَارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ الْعَمِّيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَأَلْتُ الْبَاقِرَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ لَسْتُمْ كُلُّكُمْ قَائِمِينَ بِالْحَقِّ قَالَ بَلَى قُلْتُ فَلِمَ سُمِّيَ الْقَائِمُ قَائِماً قَالَ لَمَّا قُتِلَ جَدِّيَ الْحُسَيْنُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ضَجَّتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبُكَاءِ وَ النَّحِيبِ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا أَ تَغْفَلُعَمَّنْ قَتَلَ صَفْوَتَكَ وَ ابْنَ صَفْوَتِكَ وَ خِيَرَتَكَ مِنْ خَلْقِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ قَرُّوا مَلَائِكَتِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأَنْتَقِمَنَّ مِنْهُمْ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ ثُمَّ كَشَفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ ع لِلْمَلَائِكَةِ فَسَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ بِذَلِكَ فَإِذَا أَحَدُهُمْ قَائِمٌ يُصَلِّي فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ الْقَائِمِ أَنْتَقِمُ مِنْهُم امام باقر(علیه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (علیه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)» حدیثى قدسى روایت فرمود: «زمانى که جدم حسین که صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید، فرشتگان با گریه و زارى به درگاه خداوند عز و جلّ نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا از آنان که برگزیده و فرزند برگزیده تو را، و امام انتخاب شده از بین خلق را کشتند، در مى گذرى؟! خداوند به آنان وحى فرمود که: «فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزّت و جلالم که از آنان انتقام مى گیرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام) را که پس از او به امامت مى رسند به ملائکه نشان داد و آنان شاد شدند. در بین این پیشوایان، یک نفرشان به نماز ایستاده بود «فإذا احدهم قائم یصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلک القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسیله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسین (علیه السلام) انتقام مى گیرم.» ( علل الشرائع، الصدوق، ج:1، ص : 160)
غیبت و پنهانی امام زمان علیه السلام به چه معناست؟
به طور کلی پنهان بودن حجت الهی از مردم و عدم دسترسی مستقیم و معمول مردم به ایشان به عنوان غیبت ایشان مطرح می شود. غیبت خلیفه ی الهی در زمین پدیده ی نوظهور و بی سابقه ای نیست که تنها در امت اسلام رخ داده باشد. بلکه این امر پیشینه ای بس دیرینه در امت های گذشته داشته است. مطابق سنت الهی، همیشه بر پهنه ی زمین، خلیفه ای از جانب خداوند وجود داشته، اما این خلیفه ممکن است آشکار و شناخته شده نباشد بلکه به طور ناشناخته و پنهان روزگار به سر برد. در ادامه به بررسی روایات شیعه در خصوص مفهوم غیبت و پنهانی امام دوازدهم علیه السلام می پردازیم.
امیر مؤمنان علیه السلام، در خطبه ای که بر منبر مسجد کوفه ایراد کردند، چنین فرمودند: بارخدایا، قطعا تو را حجت هایی در زمینت هست که یکی پس از دیگری حجت بر آفریده هایت هستند. این ها یا آشکار هستند اما مورد اطاعت مردم نیستند، یا پنهان از دیدگان هستند که مردم انتظار ظهورشان را می کشند( اصول کافی، کتاب الحجه، ح 13).
نمونهی انبیاء و حجج الاهیه ای که مدتی در میان مردم به سر برده و خود را به عنوان نبی الاهی و یا حتی نام و عنوان شخصی اش معرفی ننمود حضرت یوسف علیه السلام است. ایشان به امر خداوند از قوم خود – حتی پدر و برادرانش غیبت داشت. ایشان سه روز در چاه، چند سالی در زندان و سال هایی هم در مقام پادشاهی به سر برد که مجموع این ایام بیست سال می شود. فاصله ی مکانی حضرت یوسف با پدرش حضرت یعقوب، در زمان سلطنتش بر مصر، مسیری بود که طی کردن آن در آن روزگار تنها هجده روز طول می کشید. با این حال برادرانش حتی در هنگام روبرو شدن با آن حضرت، ایشان را نشناختند و تا پیش از معرفی حضرت یوسف برادرشان را نشناختند. امام صادق علیه السلام در بیان شباهت حضرت صاحب الامر با جناب یوسف می فرمایند: "همانا برادران یوسف نوادگان و فرزندان پیامبران بودند، با او تجارت کردند و سخن گفتند اما او را نشناختند. پس چرا این امت دور از رحمت الهی انکار می کنند که خدای عزوجل زمانی با حجت خویش همان کند که با یوسف می کرد؟ (اصول کافی، کتاب الحجه، ح 4)." در حدیثی دیگری امام صادق علیه السلام به حجاب غفلت مردمان و مستور بودن حضرتش از قلوب مردمان اشاره می فرمایند: جعل الله بینه و بین الخلق حجابا یرونه و لایعرفونه( اثباه الهداه، ج6، ص 431). خداوند بین او بین خلق حجابی قرار داده است به گونه ای که خلق او را می بینند در حالی که نمی شناسند. همچنین امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند: فو رب علي إن حجتها عليها قائمة ماشية في طرقها داخلة في دورها و قصورها جوالة في شرق هذه الأرض و غربها تسمع الكلام و تسلم على الجماعة ترى و لا ترى (الغيبةللنعماني صص : 144و143 [1] ) به خدای علی سوگند که حجت الهی در راه های ایشان رفت و آمد می کند، به خانه ها و کاخ های ایشان وارد می شود در شرق و غرب زمین در گردش است، سخن مردم را می شنود و بر مردم سلام می کند، می بیند ولی دیده نمی شود. بنابر این یکی از ابعاد غیبت و پنهانی امام دوازدهم ناشناس بودن ایشان در بین مردم است. به این معنی که مردم شخص حضرتش را می بینند اما به عنوان امام مفترض الطاعه خود ایشان را نمی شناسند. بعد دیگر غیبت و پنهانی حضرتش نا معلوم بودن محل زندگی ایشان و عدم دسترسی معمول مردم به نشانی ایشان است. چنانکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مؤمنین ( آن زمان) مکان امامشان را ندانسته و شخص وی را به عنوان امام نمی شناسند( بحار الانوار، ج 52، ص 144). در احادیث دیگری که موضوع غیبت امام عصر علیه السلام مطرح شده، به عزلت ایشان اشاره شده است. امام سجاد علیه السلام در بیان وجه شباهت آن حضرت به حضرت ابراهیم علیه السلام می فرمایند: ... اما ابراهیم، فخفاء الولاده و اعتزال الناس( کمال الدین، باب 31، ج 3) اما سنتی که از ابراهیم در امام دوازدهم وجود دارد، پنهان بودن ولادت او و کناره گیری او از مردم است. یکی از معانی غربت امام مهدی علیه السلام در زمان غیبتشان، همین دور بودن ایشان از دوستان و شیعیان خود می باشد. سومین توضیحی که در روایات شیعه درباره معنای غیبت و پنهانی امام زمان علیه السلام آمده است غیبت به معنای عدم امکان رویت و دیدار فیزیکی حضرت مهدی علیه السلام است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: قائم دو غیبت دارد که در یکی از آن دو شاهد مواقف حج است، ایشان مردم را می بینند ولی مردم ایشان را نمی بینند( اصول کافی، کتاب الحجه، ح 12). در صورتی که امام زمان علیه السلام در مراسم حج حضور داشته باشند، می توان گفت که ایشان مردم را با چشم می بینند اما عموم مردم از دیدار آن حضرت محروم هستند. توضیح آن که به اعجاز الهی و علی رغم حضور جسمانی آن حضرت، مردم از دیدن شخص ایشان ناتوان باشند. همانند اتفاقی که در هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم افتاد. در دهانه غار ثور به امر الاهی امکان دیده شدن حضرتش برای دیدگان مشرکان فراهم نشد. به همین دلیل قرآن کریم می فرماید: وجعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم و هم لایبصرون( یس،9) توضیح دوم این که بدن شریف ایشان را به چشم می بینند اما هویتشان را تشخیص نمی دهند. در این صورت می توان گفت که مردم ایشان را به عنوان امام زمان نمی بینند . که این همان معنای دوم غیبت را می رساند.
1- چاپ مکتبه الصدوق ( 1397)
ديدار با موعود در روزگار پنهاني او
رواياتى كه در مورد ملاقات با امام زمان (عليه السلام) وارد شده است، گواه آن است كه در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام) ممكن است. و حكايت هاى زيادى كه در زمينه ديدار با امام زمان (عليه السلام) در كتاب ها نقل شده است، مؤيد امكان ملاقات با حضرت است. ديدار و رو يا رويى با حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد: 1 ـ ديدار حضرت با عنوان غير واقعى ايشان، به طورى كه كاملا براى ديدار كننده، نا شناس باشند. 2 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده متوجه شود ـ مگر پس از پايان ديدار ـ متوجه باشد. 3 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، در حالى كه ديدار كننده نيز در اثناى ملاقات متوجه اين امر باشد، اين گونه ديدار بسيار كم نقل شده است مانند ملاقات سيد بن طاووس و علامه بحرالعلوم. نكته قايل توجه آن است كه در دوران غيبت كبري امكان ديدار حضرت حجت - عليه السلام- به صورت اختياري غير ممكن است. يعني ارتباط دو طرفه به طوري كه هرگاه فرد اراده كرد و خودش خواست نشانه اي از حضرتش داشته باشد و هر لحظه خواست خودش را به ايشان برساند- به همان ترتيب كه در دوران امامان شيعه - عليهم السلام – به طور عادي معمول بود- امكان پذير نيست.اگر ديداري رخ دهد به اختيار حجت الهي است. نکته ی مهم دیگر این است که ائمه صریحاً ادعای ارتباط دائمی با حضرت مهدی را تکذیب کرده اند. در طول تاریخ افرادی بوده اند که امام عصر عليه السلام را در طول زندگی شان ديده اند و برخي مدتي با ايشان به سر برده اند اما نه تنها آن را فاش نکرده اند كه پس از مرگشان مشخص شده که این فرد حضرتش را ملاقات می کرده است. به خصوص افراد شیاد و ناپاکی هستند که به بهانه ی ارتباط با امام زمان، به هر کاری (حتی غیر شرعی) دست می زنند و از هدايت الهي فاصله داشته و دست به گمراهي عقايد مردم دراز مي كنند. بنابراین ما نیز باید مطابق راهنمایی های امامان بزرگوارمان، کسی را که ادعای ارتباط با حضرتش دارد، تکذیب کنیم. آرى هر شيعه پاك سرشتى مى تواند آن حضرت را ملاقات كند ولى بايد توفيق نصیبش شود، از گناهان و موارد شبهه دار و مشكوك پرهيز كرده و درون خويش را از آلودگى هاى روحى پاك كند، و از طرفى به ايمان و يقين و صفات پسنديده، انجام واجبات و مستحبات نظير استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه، دعاى عهد، دعاى فرج، دعاى ندبه، زيارت آل يس و ... و ذكر حق تعالى جان خود را آراسته كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم و اصلاح جامعه كوشا باشد، تا نور ولايت در دل او بتابد و توفيق ديدار حضرت نصيبش گردد. مشتاق ديدار امام زمان (عليه السلام) علاوه بر اينكه در خود زمينه ملاقات با حضرت را ايجاد مى كند، بايد به نكاتى چند توجه داشته باشد:
الف ـ ديدار حضرت يك اصل اساسى و ضرورى نيست: يعنى اين گونه نيست كه اگر شخصى توفيق ديدار حضرت را پيدا نكرد، مورد عنايت آن حضرت نيست يا از پيروان صادق و شيعيان راستين آن حضرت محسوب نمى شود، زيرا حتى در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليه السلام) هم شيعيان راستينى بودند كه حتى براى يك بار توفيق ديدار نيافتند. آنچه در دوران غيبت اصل اساسى براى يك شيعه است، انتظار صادقانه، ايجاد زمينه براى ظهور حضرت و عمل به تكاليف دينى است. در روايت است كه: «هر كس با انتظار قائم (عليه السلام) از دنيا رود، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عليه السلام) و در خدمت او باشد». (بحارالانوار، ج 52، ص 125) ب ـ دل خود را با نور محبت و ولايت ايشان آشنا سازد و براى اطاعت از خداوند به شدت تلاش كند و در راه تحقق اين هدف گام بردارد. ج ـ انگيزه هاى مادى و دنيا گرايانه را ترك كند. د ـ از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روح و جسم او دارد پرهيز كند. هـ ـ از عزلت و كناره گيرى و بى توجهى به مسؤوليت هاى اجتماعى دورى گزيند. و ـ از تماس گرفتن با افرادى كه در لباس هاى گوناگون، اين ابزار مقدّس را دستمايه اهداف دنيايى خويش قرار مى دهند دورى گزيند. ز ـ از تأخير فيض ديدار به خاطر مصلحت هايى خاص و الهى نااميد نگردد. به یاد داشته باشیم که به فرموده ی حضرتش، تنها اگر گناهان را ترک کنیم و به واجبات بپردازیم، آن حضرت خود به دیدار ما خواهند آمد. نمونه هایی از این دست در تاریخ بسیار داریم.
|
:: صفحه اصلي :: درباره ما :: مقاله ها :: پايگاه هاي ديگر :: اتاق هاي گفتگو :: تماس با ما :: All Rights Reserved © 2004 Azzahra university / Powered by : Kashef Cultural and Scientific Institute |